![]() |
![]() |
|
| شعر و نوشته های سید مهران موسوی |
|
وقتی نصیب شعر تو شمشیر می شود دستت به دست قافیه زنجیر می شود تفهیم اتهام ، نه هرگز نمی شوی شعرت به نفع محکمه تفسیر می شود بعد از کشاکشی که به انجام می رسد حکم از لبان سایه سرازیر می شود اعدام با طناب ، نه این منصفانه نیست مشمول عفو حضرت تقدیر می شود یک هفته قبل حادثه خوابی عجیب دید خوابش چه بی مقدمه تعبیر می شود در یک سیاهچال پر از فتنه و فریب درد آشنـــای قصه ی ما پیــر می شود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 آذر1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
دلیل جوشش و غوغای عالم است حسیـن هميشه زينت ماه محرم است حسيـن برآمده سـت حوائـج به نــــــام نامـــي او اگر غلط نكنم اسم اعظم است حسيـن!
فرارسيدن ماه محرم ، ماه پيروزي حقيقت محض برباطل ، به همه رهروان راه حسيني تسليت باد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 آذر1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
روزي كه تو را به شعر خود آوردم من پشت به حرف هاي مردم كردم گفتي كه چه سبز مي نويسي ، گفتم سبز است غزلهايم و من خود زردم كم كم دل من به بودنت عادت كرد هرچند از عشق و عاشقي دلسردم مي ترسم از آشناي خود بگريزي امروز كه غرق برزخي نامردم فانوس به دست گرد اين شهر خراب دنبال دل شكسته اي مي گردم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 آذر1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
دل خسته ام از این همه بی مهری و ریا از مردمان سخت خداگوی بی خدا دلگیرم از تبسـم لب های سردشان دل سیرم از فریب قشنگی سایه ها تا انتهای جاده ی خورشید می روم شاید رها شود دلم از شهر شب نما لبریز روزمره ترین کهنگی شدم چنگی به دل نمی زند این تار بی صدا مشتاق مثنوی ام و لب تشنه ی غزل لبریزم از ســراب فریبنـده ی شمـا کو خلوتی که غرقه شوم درسکوت خویش کو عارفی که جان و دلم را دهد جلا؟ چشم انتظار آمدن صبح صادقم ای صبح روشن همه ی عاشقان بیا چشمم به راه توست که تا بیت آخرم با من غریبــه اند رفیقـان آشنـا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 آذر1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
به نقل از ناظم سرا: استاد آواز ایران محمدرضا شجریان به تازگی اثری تحت عنوان زبان آتش با شعری از زنده یادفریدون مشیری در دستگاه شور ضبط نموده اند . این اثر با آهنگسازی استاد شجریان و تنظیم مجید درخشانی با همکاری ارکستر سمفونیک و در دستگاه شور اجرا شده است. گویا در ابتدا قرار بر این بوده که این اثر در دستگاه ماهور اجرا شود ، ولی این اثر طبق تشخیص استاد از دستگاه ماهور به شور تغییر داده شده است. لینک دریافت فایل صوتی: تصنیف زبان آتش شعر : زنده یاد فریدون مشیری تفنگت را زمین بگذار زبان آتش و آهن برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تو از آیین انسانی چه می دانی؟ گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 آذر1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روی یک بـرگ سفیـد نقــش دار
می نویسم حرفهایی بی شمار مثنـوی ها و غـرل هایی قشنگ تا بمانــد یـادگــــاری مانـدگـــــار |